محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
364
تحفه خانى ( فارسى )
بعضى حكما گفتهاند كه اگر دل حيوانى را در حين حيات بشگافند و دست درو خلند دست را از گرمى طاقت و صبر نيست پس تمام عنايت طبيب مصروف بنگاه داشت مزاج او از آفت مىبايد باشد و صيانت از آلام و امراض او و نيز ببايد دانست كه فرح مقوى قلب است زيرا كه او را دو چيز لازم است يكى تقويت قوت طبيعت و ثانى تخلخل روح زيرا كه روح حيوانى در حال فرح منبسط مىشود در بدن و متوجه بجانب خارج و تحريك نفس مىكند و تابع است مر تقويت قوت طبيعه را سه چيز از اسباب فرح يكى اعتدال مزاج روح و دوم بسيارى توليد آنچه بدل ما يتحلل از ارواح است و سيوم نگاه داشت و حفظ از استيلاى تحلل بر ارواح و تخلخل روح را دو چيز تابع است يكى استعداد حركت و انبساط از جهت لطافت قوام روح را و ثانى انجذاب ماده غازيه است بروح و مراد بمادهء غاذيه خون و كيموس صافى است كه ماده روح است بالحقيقت و غم مضعف دل است و او را دو چيز تابع است يكى ضعف قوت طبيعه بسبب كثرت تحلل و استيلاى حرارت غريبه بسبب اضطراب نفس از اسباب عامه و دويم تكاثف روح بسبب برودت حادث از انتفاى حرارت و حرب حرارت غريزه بواسطه شدت انقباض و احتقان از روح پس تواتر فرح آماده مىسازد روح را از براى فرح و همچنين تواتر غم آماده و مهيا مىسازد روح را از براى غم و خوف و الم و خجل و امثال اينها از آنچه محلل قواى حيوانيست و روح بافراط و هرچه مضعف دل است سوء المزاج حار و سبب سوء مزاج مختلف در قلب مىشود و سوء مزاج دل اگر حارست علامت او شدت عطش و طلب آبست و عظم نبض و سرخى قاروره و غلظت آن و